مجری : فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی
مسیر :یال جنوبی ،بارگاه سوم
شرکت کنندگان:حدود 200نفر
تیمهای خارجی:اسپانیا ، ارمنستان، آذربایجان و ترکیه
با پشتیبانی زمینی و هوای( تیم واکنش سریع سازمان امدادو نجات)
iranian serch and rescu_ISAR
در تمامی کمپها تا قله با شرکت 19امدادگر با رهبری دکتر بهروز مقدسی
گزارش برنامه:
روز اول :
ظهر چهارشنبه 90/11/5 پس از اتمام کلاس تخصصی امداد کوهستان در نمین من و فرشید و
جهان و رضانیکبخت مهمان بسیار عزیزمان در طول دوره که زحمات بسیار زیادی را متقبل شدند به همراه دکتر
به سمتتهران حرکت کردیم 6 بهمن پذیرش بو و باید هرچه سریعتر خود را به کمپ کوهستانی پلور میرساندیم.
نزدیک رشت بودیم که خبر رسید یک تیم مستقل اراکی در مسیر یال داغ دماوند دچار مشکل شده و
متاسفانه(کریم نادعلیان) کوهنورد با تجربه اراکی که از ایرانیان تلاشگر در ماناسلو بود در اثر سقوط جان خود
را ازدست دادند. و به علت طوفان شدید دیگر اعضای تیم نیاز فوری به کمک دارند. با شنیدن این خبر متوجه
شدیم زمستان امسال دماوند تلاش جدی تری را می طلبد و کار سختی در پیش رو داریم . خوشبختانه با
تلاشهایارزشمند دکتر وتمرینات مداوم تیم واکنش سریع امسال از هر نظر آماده وسر حال به نظر میرسید .
به هر حال 12 شب رسیدیم سازمان امداد نجات و رفتیم تا کمی استراحت کنیم .

اعضاء تیم واکنش سریع در برنامه
دکتر بهروز مقدسی. حمید اولیا. مجتبی ندیری. مهدی نظزی. مصطفی عباسی. رحیم قره داغی. محمد خادم. فرشید بنی دیدار . خسرو جمشیدی. آرش رضا زاده. علی آذرنیا. جهان چوپان نسب. مهدی سهیل فرید. علی کاظمی. رضا نیکبخت. حمید تقوی. مصطفی مرتضوی. عبد اله نیک نشان. نادر گل محمدی. محمد علی راسگار. اکبر اباذری.
روز دوم
90/11/6 پنج شنبه بلا فاصله به سمت کمپ کوهستانی پلور راه افتادیم دوستان بسیار عزیز و اساتید
گرانقدری را در کنار خود میدیدم که هرکدام مایه دلگرمی بودند.
نزدیک ظهر از بارگاه سوم خبر رسید که همنوردان اراکی مرحوم نادعلیان خود را به بارگاه رساندند ولی به علت
سرما زدگی شدید قادر به بازگشت نبودند. در خواست امداد هوایی شد دقایقی بعد هلی کوپتر امدادی در پد
کمپ نشست . دکتر ، فرشید و مصطفی آماده و قبراق به سمت بارگاه پریدند. بدلیل وزش باد شدید و
ابری بودن هوا کاپیتان حتی وسایل اضافی را که معمولا نجاتگران
برای بقا در شرایط دشوار همراه می برند را
برگرداند. هلی کوپتر پریدو بعد
ازحدود نیم ساعت نجاتگران به همراه دو کوهنورد سرما زده در پد کمپ به زمین
نشستند. بلا فاصله با تشخیص دکتر به بیمارستان اعزام شدند

پرواز بر فراز کمپ خط الراس دوبرار در دوردست دیده میشود

تخلیه کوهنوردان نجات یافته در کمپ کوهستانی
روز سوم
90/11/7 جمعه برنامه افتتاحیه از ساعت 8 صبح تا 10 اجرا گردید متاسفانه مراسم افتتاحیه در حد برنامه و نام
یک همایش بین المللی نبود با اینکه تقریبا تمامی بزرگان کوهنوردی کشور دعوت شده بودند چنگی به دل نزد .
در زمانی که مراسم در حال اجری بود خبر رسید که یک تیم دو نفره در دشت لار دچار سرمازدگی شدند و نیاز
به کمک دارند خیلی سریع بالگرد نجات در کمپ حاضر شد و دکتر به همراه دو نجاتگر به منطقه اعزام شدند و
خیلی سریع دو کوهنورد را به کمپ انتقال و سپس به بیمارستان اعزام نمودند.
به هر ترتیب تمامی تیمها بعد از اتمام مراسم به سمت دو راهی معدن که آخرین نقطه ماشین رو بود به راه
افتادند هوا نسبتا خوب بود با اندکی وزش با در پایین. تیمها به ترتیب میرسیدند و در گروههای مختلف به سمت
گوسفند سرا حرکت میکردند. در این مرحله نیز مقداری بی نظمی دیده شد و تیمها بعد از حدود 2 الی 2/5
ساعت پیاده روی به گوسفند سری وارد شدند . به علت بارش زیاد در روزهای گذشته در طول مسیر نیاز به
برفکوبی بود .تیمها به مرور وارد گوسفند سرا شدند و تا قبل از غروب همه تیمها در کمپ مستقر شدند.
نزدیک غروب باد شدیدی در منطقه همراه با بارش برف شروع شد و تا فردا ادامه داشت . شب سردی را در
گوسفندسرا سپری کردیم.
روز چهارم
90/11/8 شنبه 6 صبح از درون کیسه خواب بیرون خزیدیم با به شدت میکوبید . رفتم بیرون باد بشدت برفها را
جابجا میکرد آرام آرام همه بیرون آمدند تا حدود 8 صبح تمامی تیمها آماده حرکت به سمت بارگاه سوم بودند .

حرکت تیمها از گوسفند سرا در شرایط جوی نه چندان مناسب
من به همراه دو نجاتگر دیگر جهان و مهدی سهیل فرید به منظور پوشش کمپ پایین باید در گوسفند سرا
مستقر میشدیم تا از نفراتی که به هر دلیلی به پایین برمیگشتند پشتیبانی کنیم وبا بی سیم با کمپ های بالا و
پایین در ارتباط بودیم. بلا فاصله بعد از حرکت تیمها به بالا 5 نفر از افرادی که وسایل مناسب ارتفاع نداشتن باید
به سمت پلور برمیگرداندیم . بعد از اعزام 5 نفر 2 نفر دیگر از بارگاه سوم به گوسفند سرا برگشتند در همین
اثنی بود که از بارگاه این پیام برام مخابره شد(یک مصدوم ادم ریوی به همراه 9 کوهنورد به سمت گوسفند
سرا در حال فرود هستند ) راستش مقداری نگران شدم چون تا حالا با مصدوم ادم ریوی برخورد مستقیم
نداشتم . خوشبختانه دکتر بیاتانی(پزشک ارتفاع همراه تیم اورست 76) همراه مصدوم پایین آمد و اقدامات
دکتر کمک بزرگی به برگرداندن مصدوم نمود ظاهرا تیم از یال داغ قله را صعود کرده بودند و شب در بالای قله
کمپ کرده بودند و پس از فرود به بارگاه در روز بعد دچار علایم ادم ریوی شده بود . بعد از اقدامات اولیه مصدوم
به همراه گروه خودشان (پرواز ) از اراک و 4 کوهنورد دیگر از سنندج وتهران به همراه دکتر بیاتانی و نفرات
برگشته از بارگاه به سمت پایین اعزام شدند .

مصدوم مهدی قاسمی از گروه پرواز اراک (ادم ریوی) در کمپ گوسفند سرا
بعد از تخلیه گوسفند سرا سعی کردیم کمی به مسجد سرو سامان بدهیم چون با توجه به اینکه در زیر
بارش برف کوهنوردان وارد شده بودند تمام کف پوشیده از برف بود و وسایل اضافی بجای مانده همینطوری در
حسینیه پخش و پلا بود. ضمنا 3 نفر از گروه کارگران حاضر نشدند پایین بروند ودر یکی از اتاقها اسکان پیدا
کردند. حدود ساعت 5 آقای ایاز از بچه های فدراسیون با بی سیم به من اطلاع دادند که احتمالا دو نفر از
خانمها در حال فرود از بارگاه هستند . بدلیل اختلالاتی که در ارتباط بی یسم داشتیم نتوانستم جزئیات را خوب
بپرسم ستاد هم جواب نداد . این بود که سریع لباسهایم را پوشیدم و بلافاصله چراغ پیشانی و gps را برداشتم
و به سمت بارگاه راه افتادم . از اینکه نتوانستم با دکتر هماهنگ بشم ناراحت بودم و این هم میدونستم که
نباید تنها بالا برم ولی شرایط طوری بود که تصمیم گرفتم برای چک کردن مسیر مقداری صعود کنم . و تا رودخانه
اول صعود کردم هنوز کاملا تاریک نشده بود و تا زیر بارگاه پیدا بود . با ستاد تماس گرفتم و وضعیت را گزارش
دادم . دستور ستاد برگشت فوری من به کمپ پایین بود من هم اطاعت کردم . و حدود 6/5 در گوسفند سرا
بودم . همین که به پایین رسیدم در قسمت پایین بارگاه 2 نور متحرک مشاهده کردیم و سریع با بارگاه تماس
گرفته و گزارش دادیم . گفتند که از بچه های اسکی کوهستان است دارند به بارگاه صعود میکنند . هوا دیگر
کاملا تاریک شده بود و برف دوباره بشدت شروع به باریدن گرفت . حدود ساعت 10/30 دقیقه مهندس
شعاعی رئیس فدراسیون کوهنوردی به همراه 2 کوهنورد دیگر وارد گوسفند سرا شدند و با کمی استراحت
به سمت بارگاه به راه افتادند ماهم بعد از صرف شام که معمولا آقا جهان زحمتش را میکشید رفتیم داخل
کیسه خوابهامون .

اینجا کمپ گوسفند سرا
روزپنجم
90/11/9 یکشنبه 6 صبح بیدار شدیم از دیشب سکود رادیویی حاکم بود تقریبا هیچکدام از بی سیمها پیغامی
مخابره نکرده بود به نظر میرسید تیمها یا سرپرستان برنامه از صعود منصرف شده اند. رفتم بیرون تا شرایط را
چک کنم . مه غلیظی تمام منطقه را گرفته بود . باد دیگر نمی وزید واین نشانه خوبی برای بهتر شدن شرایط جوی
بود ولی از بالا خبر نداشتم حدود ساعت 8/15 از ستاد خبر رسید که حدود 40 کوهنورد بزودی به سمت پایین
فرود میآیند ظاها نفراتی که شرایط و تجهیزات مناسبی داشتند برای صعود انتخاب شده بودند و ساعت 7 صبح
صعود از بارگاه سوم شروع شد و بقیه برمی گشتند پایین . حدود ساعت 9/30 دقیقه برای صعود به سمت
بارگاه خودم را حاظر کردم . اقای شعاعی به همراه دو کوهنورد به پایین آمده بودند و داشتند حاضر میشدن تا
برن سمت دوراهی و پلور . من هم به همراه مهدی سهیل و ندا توبک از بچه های اسکی کوهستان به
سمت بالا حرکت کردیم . برف بسیار سنگینی دیشب به زمین نشسته بود و حرکت به سمت بالا بسیار دشوار
بود . با توجه به اینکه تیم صعود نیز دائما ارتفاع می گرف تماس رادیویی بهتر شده بود . و براحتی میتوانستم با
دکتر در ارتباط باشم . پشته دوم بالای گوسفن سرای بودیم که اولین نفر از بچه های اسکی کوهستان فرود
آمد . تصمیم گرفتم از بچه ها جدا بشم و کمی سریعتر به سمت بالا حرکت کنم . دائما تماس میگرفتم تا از
چمسیر اصلی جدا نشده باشند چون در این صورت باتوجه به مه الود بودن منطقه همدیگر رانمیدیدیم . پایینتر از
رودخانه اول به اولین گروه از کوهنوردان رسیدم . خسته نباشید گفتم به بچه ها و همراهشان برگشتم کمپ
پایین حدود ساعت 12 همه به گوسفند سرای رسیده بودیم . با هماهنگی ستاد بعد از نیم ساعت استراحت
همه را به سمت دوراهی روانه کردیم . خبرهای خوبی دائما از بالا مخابره میشد شرایط جوی ایده الی برای
صعود در بالا وجود داشت . 12/45 دقیقه حمید اولنج با من تماس گرفت و خبر فرود یک مصدوم از ناحیه پا به
همراه یک نفر دیگر را داد .4نفر دیگر از تیم اسکی کوهستان به گوسفند سرای برگشتند . ساعت 13/15دقیقه
خبر صعود اولین تیم به قله مخابره شد .بسیار خوشحال بودیم که زحمات همه بچه ها به ثمر نشسته بود و
پشت سر هم بر آمار صعود کننده ها افزوده میشد ساعت 14/17 دقیقه خبرصعود تیم خانمها نیز مخابره شد
و خوشحالی مان را دوچندان کرد .با توجه به پیشبینی سازمان هواشناسی ستاد تاکید بر ترک هرچه سریعتر
قله نمود چرا که بعد از ظهر هوا مجددا توفانی میشد ب بعاز گرفتن عکس و .... همه تیمها به سمت بارگاه
سوم سرازیر شدند .

پسر روشن آب لب پاشوره نشست (قله پاشوره)

کوهها ای بی غمان تنها هر گز زخود پرسیده اید آیا این همدلان خسته این رهروان تنها بر تاج بلند تنهایی تان سر در پی چه دارند

فوران گاز گوگرد از فراز

شما ای قله های سرکش و خاموش
که پیشانی به تندرهای سهم انگیز می سایید
که بر ایوان شب دارید چشم انداز رویایی
که سیمین پاره های صبح روشن را به روی شانه می کوبید
غرور و سربلندی هم شما را باد
امیدم را برافرازید
چو پرچمها که از باد سحرگاهان به سر دارید
غرورم را نگه دارید
بسان آن پلگانی که در کوه و کمر دارید


چهره یخ زده یکی از همنوردان بالای قله

مسجد ساحب الزمان (گوسفند سرا)
تا حدود ساعت 3 نفراتی که از بالا به گوسفند سرای پایین آمدند راهی پایین کردیم سپس رفتیم تا نهار
بخوریم هنوز تیمهای قله به بارگاه سوم نرسیده بودند . در این صرت نمیشد امید وار باشم که بتونند به گوسفند
سرای بیایند . این بود که با ستاد تماس گرفتم و در خواست باطری برای بیسیمها نمودم که تقریبا خالی شده
بودند . و تماسم با تلفن همراه بود که به علت برودت هوا به سرعت آن هم باطریش خالی میشد . از ستاد خبر
ارسال باطرس به سمت دو راهی معدن مخابره شد بلا فاصله من و مجتبی به سمت پایین برای تحویل گرفتن
باطری حرکت کردیم . باطریهارا تحویل گرفته به کمپ برگشتیم هوا تاریک شد حدود ساعت 6 بود که دکتر با م
ن تماس گرفتند و گفتند که تیمها ی صعود کننده باید شب را در بارگاه سوم بمانند و فردا سبح به سمت پایین
فرود می ایند . ما هم سریع بساط شبمانی خود را آماده کردیم .و بعد از خوردن مقداری شام به استراحت
پرداختیم .

بچه های تیم اسکی کوهستان
روز ششم
90/11/10 ساعت 6/30دقیقه بیدار شدیم هوا نسبتا خوب بود منتظر پیامی از بالا بودم که بچه ها کی به پایین
حرکت میکنند . با تماسی که با دکتر داشتم متوجه شدم حدود ساعت 8 اولین گروه فرود خود را به سمت
پایین آغاز کرده اند . حدود ساعت 9/30 اولین گروه وارد گوسفند سرای شدند و حدود 10/15 دقیقه دکتر به
همراه گروه بعدی به گوسفند سرای رسیدند و و بلاخره ساعت 12/30 آخرین گروه 13 نفره به همراه خانم
سمیه یکتا وحیدی پور مقدم به پایین برگشتند که از ناحیه زانو صدمه دیده بودند و به سختی قادر به راه رفته
بودند . بعد از پذیرایی مختصر خانم مقدم را داخی یک کیسه حمل ...د بسکت کردیم و به همراه آخرین نفرات
گوسفند سرای را تخلیه و به سمت دوراهی سرازیر شدیم خوشبختانه با هماهنگیهای انجام یافته آمبولانس
منتظر بود مصدوم را به مرکز درمانی انتقال وسپس به کمپ کوهستانی پلور وارد شدیم . بعد از خوردن یک نهار
دلچسب که دست آقای قره داغی درد نکند کمپ را تخلیه و راهی تهران شدیم .


حمل آخرین مصدوم از گوسفند سرا به پایین

بدرود تا بار دیگر بسویت به پرواز در آیم