تبليغاتX
کوهستان

کوهستان

کوه ها همدیگر را می بینند اگرچه هم تراز نباشند

تقدیم به ساکنان بلندیها



کوله پشتی ات کجاست؟
کفش کوه و کیسه خواب
بادگیر و قمقمه
یک کمی غذا و آب

***
راه ، خاک ، خستگی
دره، تنگه ، چشمه، رود
قله، آرزو، امید
سنگ و صخره و صعود

***
بچه ها! در این سفر
کوله را سبک کنید
توشه مهم ماست
مهربانی و امید

***
بچه ها! خدا خودش
سر گروه ما شده
می رویم و راهمان
از زمین جدا شده

***
آخرین پناهگاه
روی قله خداست
راستی فرشته ها!
قله خدا کجاست؟

***
خیمه می زنیم ما
رو به قله های نور
از زمین ولی چقدر
دور دور دور دور

***
مانده روی کهکشان
رد پای بچه ها
رفته رفته ، رفته اند
تا سپیده ، تا خدا

باتشکر از دوست بزگوارم عزت عرفانی

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 19:46  توسط علی آذرنیا  | 

گزارش تصویری مختصر از برنامه اسکی از قله هازال


+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1391ساعت 20:34  توسط علی آذرنیا  | 

گذشتیم

گذشتیم

بی آنکه از خود بپرسیم

از کوره راه ها

از باران

 از انجماد

در کوتاه ترین فرصت شاید

در انتهای تنهایی خود  شاید

در واپسین نفسهای خورشید

درنگ گاهی میشود کرد

بدنبال کسی شاید باشی

یا در انتظار لحظه ای که روزی در انتظارش بودی

.... گذشتیم از دشتهایی که روزی با دستان خود زندگی می کاشتیم

گذشتیم

 از گذرگاههایی که با ما سخن میگفت

بیا با من بیاموز چشمه بودن را

و جاری باش

که گذرگاه هرچه سختر باشد زیباتر خواهی گذشت

بی التماس

روزی به دریا می رسی

دستانم را بیاموز ای ابر 

چشمانم را نیز

من خاک زمینی  بودم

 که از آن میگذرم

من مسافرم

ماندنم در رفتن است

 با شتاب

بی درنگ میگذرم

از پس ثانیه ها

ماندن در قاموس من نبود

 ماندن مرگ من است

پرواز را به دستانم بیاموز

ای ابرهای گریز پای که در گذرید.

سال نوی همتون فرخنده سفرتون بی خطر کامتون شیرین




+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 10:18  توسط علی آذرنیا  | 

گردنه حیران امروز

نقاب

نمایی از تله کابین نمین

رقص برف در زیر تابش خورشید

روستای بسیار زیبا و گردشگری حیران

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 23:28  توسط علی آذرنیا  | 

کلاس مربیگری اسکی آلپاین در اردبیل

هیات اسکی استان اردبیل در آخرین روزهای سال 90 یک کلاس مربیگری اسکی  زیر نظر اساتید بزگواری چون جهانگیر ساوه شمشکی ،احمد ساوه درودی و علی اصغر شمس الدینی برگزار کرد که حدود 30 نفر کار آموز در این دوره شرکت داشتند . نفرات برتر بعد از اعلام نتایج  در اوایل سال 91 به دوره نهایی راه خواهند یافت . 

 لازم است از دست اندر کاران هیات اسکی بابت تمامی زحماتی که در طی این دوره متحمل شدند سپاس گزاری نمایم . و از همین جا برای همه دوستان  خسته نباشید بگم.


جای همه دوستان خالی بود .


+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 22:28  توسط علی آذرنیا  | 

پایان حماسه ملی شنای طول خلیج فارس



پايان پرشکوه حماسه ملي شنا
24 اسفند ماه در جشن باشکوهي از حماسه آفرينان شناي طول خليج پارس تقدير شد. محمد کبادي و يارانش پس از 85 روز و گذر از 1052 کيلومتر ، رکورد بالاترين شناي آبهاي آزاد جهان را به ثبت رساندند. اين پيروزي بر همه ايران دوستان فرخنده باد.







+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت 21:8  توسط علی آذرنیا  | 

آخرین خبر از شناگر خلیج فارس





گذر از مرز 1000 کيلومتر در حماسه شناي طول خليج پارس


محمد کبادي و همرزمانش پس از از 82 روز به رکورد پيش بيني شده
در سايت آبهاي آزاد جهان که 100 روز را پيش بيني کرده بود ،رسيدند.
اين پيروزي بر همه ياران و همراهان فرخنده باد.
لازم به ذکر است سه شنبه اين هفته، اين حماسه پايان خواهد پذيرفت
 و روز چهارشنبه صبح، جشني در اهواز براي ارج نهادن به تلاش
اين تيم قهرمان بر پا خواهد شد.
تيم شنا ساعت 8 چهارشنبه 24 اسفند از اهواز به تهران خواهند آمد.


خسته نباشی قهرمان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت 11:41  توسط علی آذرنیا  | 

گزارش تصویری از فستیوال ورزشهای زمستانی خلخال


+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 18:7  توسط علی آذرنیا  | 

گزارش تصویری سفر به ارومیه

به بهانه سفر

پیست اسکی خوشاکو : در 45 کیلومتری غرب ارومیه  در منطقه راژان بخش سیلوانه  قرار دارد، پیست دارای دامنه های بسیار وسیع برای اسکی کردن دارد همچنین این مجموعه دارای ساختمان اداری ،مدرسه اسکی ،امکان اجاره وسایل اسکی برای علاقه مندان میباشد . پیست در کنار دهکده ای به همین نام واقع شده است که یک روستای کوهستانی بسیار زیباست . راه دسترسی به پیست از مرکز شهر ارومیه  از مسیرهای انهر و همچنین جاده بند میباشد .


جاده میانگذر که دریاچه را دونیم کرده

سدی در مسیر پیست اسکی از مسیر جاده  موسوم به (بند)

یکی از بالابرهای بشقابی پیست خوشاکو


ساختمان اداری و مدرسه اسکی پیست (خوشاکو)



+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 14:11  توسط علی آذرنیا  | 

گزارش تصویری از برنامه های سبلان و کلکچال در بهمن ماه

سبلان با تیم واکنش سریع :متاسفانه عکسهای برنامه هنوز بدستم نرسیده و به چند عکس که با گوشیم گرفتم اکتفا کردم

یک فواره بسیار زیبا یخی  که در اثر شکستن لوله آب بوجود آمده

همایش صعود به کلکچال

 تیم در جلوی رستوران تو راهی:پویا رضایی ،فرید دهقان،سعید نوعی،فرهاد فتحی،مرتضی زارع شهامتی،

مهدی آذر خرداد.به سرپرستی دوست بسیار عزیزم جناب آقای غلامحسین خجسته و بنده به عنوان مربی تیم



مسیر بسیار زیبا و درختکاری شده جمشیدیه به پناه گاه کلکچال

برج پناه گاه کلکچال

پناهگاه مجهز کلکچال

در مسیر بازگشت به پایین

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت 15:23  توسط علی آذرنیا  | 

مرد دریا

دل نوشته های  محمد کبادی شناگر خلیج فارس

حکایت من حکایت کسی است که عاشق دریا بود اما قایق نداشت . دلباخته سفر بود همسفر نداشت. حکایت کسی است که زجر کشیداما ضجه نزذ.زخم داشت و ننالید. گریه کرد اما اشک نریخت . مثل پرنده ای که دلش هوای آسمان داشت ودر بند صیاد گرفتار بود . حکایت من حکایت کسی است که پر از فریاد بود اما سکوت کرد تا همه صداهارا بشنود . حکایت من حکایت دلی است که پر از امید و وفاست . حکایت من حکایت ماهی در تنگ آب بود . ومن حکایت دیوانه ای که از قفس پرید. 


خدمت دوستان بزرگواری که پروژه خلیج فارس را دنبال میکنند عرض سلام ادب دارم و به اطلاع میرسانم خم اینک محمد در حد فاصل بین بندر گناوه و دیلم شنا میکند و تا امروز مسافت 900کیلومتر را شنا کرده . (پیروز باش قهرمان )

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت 13:0  توسط علی آذرنیا  | 

آخرین خبر از محمد کبادی

محمد کبادی

خدمت تمامی دوستانی که ابراز محبت نموده و دائما پی گیر پروژه خلیج فارس بودند میرسانم که دلاور دریا دل محمد کبادی هم اینک در منطقه ای بنام لاور محلی ما بین بندر دیر و بندر بوشهر شنا میکند. از اینکه در طول این مدت نتوانستم مطالب زیادی از محمد بنویسم به بزرگواری خودتون مرا ببخشین . تلاش می کنم  اوایل اسفند سفری به جنوب داشته باشم که در این صورت گزارشی نزدیک و مستقیم از پروژه در اختیار دوستان قرار خواهم داد.

درود بر محمد .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390ساعت 17:24  توسط علی آذرنیا  | 

همایش بین المللی . صعود سراسری دماوند6-11 بهمن

مجری : فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی

مسیر :یال جنوبی ،بارگاه سوم

شرکت کنندگان:حدود 200نفر

تیمهای خارجی:اسپانیا ، ارمنستان، آذربایجان و ترکیه

با پشتیبانی زمینی و هوای( تیم واکنش سریع سازمان امدادو نجات)

iranian serch and rescu_ISAR

در تمامی کمپها تا قله با شرکت 19امدادگر با رهبری دکتر بهروز مقدسی

گزارش برنامه:

روز اول :

ظهر  چهارشنبه  90/11/5 پس از اتمام کلاس تخصصی امداد کوهستان در نمین من و فرشید و

جهان و رضانیکبخت مهمان بسیار عزیزمان در طول دوره که زحمات بسیار زیادی را متقبل شدند به همراه دکتر

به سمتتهران حرکت کردیم 6 بهمن پذیرش بو و باید هرچه سریعتر خود را به کمپ کوهستانی پلور میرساندیم.

نزدیک رشت بودیم که خبر رسید یک تیم مستقل اراکی در مسیر یال داغ  دماوند دچار مشکل شده و

متاسفانه(کریم نادعلیان) کوهنورد با تجربه اراکی که از ایرانیان تلاشگر در ماناسلو بود در اثر سقوط جان خود

را ازدست دادند. و به علت طوفان شدید دیگر اعضای تیم نیاز فوری به کمک دارند. با شنیدن این خبر متوجه

شدیم زمستان امسال دماوند تلاش جدی تری را می طلبد و کار سختی در پیش رو داریم . خوشبختانه با

تلاشهایارزشمند دکتر  وتمرینات مداوم تیم واکنش سریع امسال از هر نظر آماده وسر حال به نظر میرسید .

به هر حال 12 شب رسیدیم سازمان امداد نجات و رفتیم تا کمی استراحت کنیم .

اعضاء تیم واکنش سریع در برنامه

دکتر بهروز مقدسی. حمید اولیا. مجتبی ندیری. مهدی نظزی. مصطفی عباسی. رحیم قره داغی. محمد خادم. فرشید بنی دیدار . خسرو جمشیدی. آرش رضا زاده. علی آذرنیا. جهان چوپان نسب. مهدی سهیل فرید. علی کاظمی. رضا نیکبخت. حمید تقوی. مصطفی مرتضوی. عبد اله نیک نشان. نادر گل محمدی. محمد علی راسگار. اکبر اباذری.

روز دوم

90/11/6 پنج شنبه  بلا فاصله به سمت کمپ کوهستانی پلور راه افتادیم دوستان بسیار عزیز و اساتید

گرانقدری  را در کنار خود میدیدم که هرکدام مایه دلگرمی بودند.

نزدیک ظهر از بارگاه سوم خبر رسید که همنوردان اراکی مرحوم نادعلیان خود را به بارگاه رساندند ولی به علت

سرما زدگی شدید قادر به بازگشت نبودند. در خواست امداد هوایی شد دقایقی بعد هلی کوپتر  امدادی در پد

کمپ نشست . دکتر ، فرشید و مصطفی آماده و قبراق به سمت بارگاه پریدند. بدلیل وزش باد شدید و

ابری بودن هوا کاپیتان  حتی وسایل اضافی را که معمولا نجاتگران برای بقا در شرایط دشوار همراه می برند را

برگرداند. هلی کوپتر پریدو بعد ازحدود نیم ساعت نجاتگران به همراه دو کوهنورد سرما زده در پد کمپ به زمین

نشستند.  بلا فاصله با تشخیص دکتر به بیمارستان اعزام شدند


پرواز بر فراز کمپ خط الراس دوبرار در دوردست دیده میشود


تخلیه کوهنوردان نجات یافته در کمپ کوهستانی

روز سوم

90/11/7 جمعه برنامه افتتاحیه از ساعت 8 صبح تا 10 اجرا گردید متاسفانه مراسم افتتاحیه در حد برنامه و نام

یک همایش بین المللی نبود با اینکه تقریبا تمامی بزرگان کوهنوردی کشور دعوت شده بودند چنگی به دل نزد .

در زمانی که مراسم در حال اجری بود خبر رسید که یک تیم دو نفره در دشت لار دچار سرمازدگی شدند و نیاز

به کمک دارند خیلی سریع بالگرد نجات در کمپ حاضر شد و دکتر به همراه دو نجاتگر به منطقه اعزام شدند و

خیلی سریع دو کوهنورد را به کمپ  انتقال و سپس به بیمارستان اعزام نمودند.

به هر ترتیب تمامی تیمها بعد از اتمام مراسم به سمت دو راهی معدن که آخرین نقطه ماشین رو بود به راه

افتادند هوا نسبتا خوب بود با اندکی وزش با در پایین. تیمها به ترتیب میرسیدند و در گروههای مختلف به سمت

گوسفند سرا حرکت میکردند. در این مرحله نیز مقداری بی نظمی دیده شد و تیمها بعد از حدود 2 الی 2/5

ساعت پیاده روی به گوسفند سری وارد شدند . به علت بارش زیاد  در روزهای گذشته در طول مسیر نیاز به

برفکوبی بود .تیمها به مرور وارد گوسفند سرا شدند و تا قبل از غروب همه تیمها در کمپ مستقر شدند.

نزدیک غروب باد شدیدی در منطقه همراه با بارش برف شروع شد و تا فردا ادامه داشت . شب سردی را در

گوسفندسرا سپری کردیم.

روز چهارم

90/11/8 شنبه 6 صبح از درون کیسه خواب بیرون خزیدیم با به شدت میکوبید . رفتم بیرون باد بشدت برفها را

جابجا میکرد آرام آرام همه بیرون آمدند تا حدود 8 صبح تمامی تیمها آماده حرکت به سمت بارگاه سوم بودند .


حرکت تیمها از گوسفند سرا در شرایط جوی نه چندان مناسب

من به همراه دو نجاتگر دیگر جهان و مهدی سهیل فرید به منظور پوشش کمپ پایین باید در گوسفند سرا

مستقر میشدیم تا از  نفراتی که به هر دلیلی به پایین برمیگشتند پشتیبانی کنیم وبا بی سیم با کمپ های بالا و

پایین در ارتباط بودیم. بلا فاصله بعد از حرکت تیمها به بالا 5 نفر از افرادی که وسایل مناسب ارتفاع نداشتن باید

به سمت پلور برمیگرداندیم . بعد از اعزام 5 نفر 2 نفر دیگر از بارگاه سوم به گوسفند سرا برگشتند در همین

اثنی بود که از بارگاه این پیام برام مخابره شد(یک مصدوم ادم ریوی به همراه 9 کوهنورد به سمت گوسفند

سرا در حال فرود هستند ) راستش مقداری نگران شدم چون تا حالا با مصدوم ادم ریوی برخورد مستقیم

نداشتم  . خوشبختانه دکتر بیاتانی(پزشک ارتفاع همراه تیم اورست 76) همراه مصدوم پایین آمد و اقدامات

دکتر کمک بزرگی به برگرداندن مصدوم نمود  ظاهرا تیم از یال داغ قله را صعود کرده بودند و شب در بالای قله

کمپ کرده بودند و پس از فرود به بارگاه در روز بعد دچار علایم ادم ریوی شده بود . بعد از اقدامات اولیه مصدوم

به همراه گروه  خودشان (پرواز ) از اراک و 4 کوهنورد دیگر از سنندج وتهران به همراه دکتر بیاتانی و نفرات

برگشته از بارگاه به سمت پایین اعزام شدند .


مصدوم مهدی قاسمی از گروه پرواز اراک (ادم ریوی) در کمپ گوسفند سرا

بعد از تخلیه گوسفند سرا سعی کردیم کمی به مسجد سرو سامان بدهیم چون با توجه به اینکه در زیر

بارش برف کوهنوردان وارد شده بودند تمام کف پوشیده از برف بود و وسایل اضافی بجای مانده همینطوری در

حسینیه پخش و پلا بود. ضمنا 3 نفر از گروه کارگران حاضر نشدند پایین بروند ودر یکی از اتاقها اسکان پیدا

کردند. حدود ساعت 5 آقای ایاز از بچه های فدراسیون با بی سیم به من اطلاع دادند که احتمالا دو نفر از

خانمها در حال فرود از بارگاه هستند . بدلیل اختلالاتی که در ارتباط بی یسم داشتیم نتوانستم جزئیات را خوب

بپرسم ستاد هم جواب نداد . این بود که سریع لباسهایم را پوشیدم و بلافاصله چراغ پیشانی و gps را برداشتم

و به سمت بارگاه راه افتادم . از اینکه نتوانستم با دکتر هماهنگ بشم ناراحت بودم و این هم میدونستم که

نباید تنها بالا برم ولی شرایط طوری بود که تصمیم گرفتم برای چک کردن مسیر مقداری صعود کنم . و تا رودخانه

اول صعود کردم هنوز کاملا تاریک نشده بود و تا زیر بارگاه پیدا بود . با ستاد تماس گرفتم و وضعیت را گزارش

دادم . دستور ستاد برگشت فوری من به کمپ پایین بود من هم اطاعت کردم . و حدود 6/5 در گوسفند سرا

بودم . همین که به پایین رسیدم در قسمت پایین بارگاه 2 نور متحرک مشاهده کردیم و سریع با بارگاه تماس

گرفته و گزارش دادیم . گفتند که از بچه های اسکی کوهستان است دارند به بارگاه صعود میکنند .  هوا دیگر

کاملا تاریک شده بود و برف دوباره بشدت شروع به باریدن گرفت . حدود ساعت 10/30 دقیقه مهندس

شعاعی رئیس فدراسیون کوهنوردی به همراه 2 کوهنورد دیگر وارد گوسفند سرا شدند و با کمی استراحت

به سمت بارگاه به راه افتادند ماهم بعد از صرف شام که معمولا آقا جهان زحمتش را میکشید رفتیم داخل

کیسه خوابهامون .

اینجا کمپ گوسفند سرا

روزپنجم 

90/11/9 یکشنبه 6 صبح بیدار شدیم از دیشب سکود رادیویی حاکم بود تقریبا هیچکدام از بی سیمها پیغامی

مخابره نکرده بود به  نظر میرسید تیمها یا سرپرستان برنامه از صعود منصرف شده اند. رفتم بیرون تا شرایط را

چک کنم . مه غلیظی تمام منطقه را گرفته بود . باد دیگر نمی وزید واین نشانه خوبی برای بهتر شدن شرایط جوی

بود ولی از بالا خبر نداشتم حدود ساعت 8/15 از ستاد خبر رسید که حدود 40 کوهنورد بزودی به سمت پایین

فرود میآیند ظاها نفراتی که شرایط و تجهیزات مناسبی داشتند برای صعود انتخاب شده بودند و ساعت 7 صبح

صعود از بارگاه سوم شروع شد  و بقیه برمی گشتند پایین . حدود ساعت 9/30 دقیقه برای صعود به سمت

بارگاه خودم را حاظر کردم . اقای شعاعی به همراه دو کوهنورد به پایین آمده بودند و داشتند حاضر میشدن تا

برن سمت دوراهی و پلور . من هم به همراه مهدی سهیل و ندا توبک از بچه های اسکی کوهستان به

سمت بالا حرکت کردیم . برف بسیار سنگینی دیشب به زمین نشسته بود و حرکت به سمت بالا بسیار دشوار

بود . با توجه به اینکه تیم صعود نیز دائما ارتفاع می گرف تماس رادیویی بهتر شده بود . و براحتی میتوانستم با

دکتر در ارتباط باشم . پشته دوم بالای گوسفن سرای بودیم که اولین نفر از بچه های اسکی کوهستان فرود

آمد . تصمیم گرفتم از بچه ها جدا بشم و کمی سریعتر به سمت بالا حرکت کنم . دائما تماس میگرفتم تا از

چمسیر اصلی جدا نشده باشند چون در این صورت باتوجه به مه الود بودن منطقه همدیگر رانمیدیدیم . پایینتر از

رودخانه اول به اولین گروه از کوهنوردان رسیدم . خسته نباشید گفتم به بچه ها و همراهشان برگشتم کمپ

پایین حدود ساعت 12 همه به گوسفند سرای رسیده بودیم . با هماهنگی ستاد بعد از نیم ساعت استراحت

همه را به سمت دوراهی روانه کردیم . خبرهای خوبی دائما از بالا مخابره میشد شرایط جوی ایده الی برای

صعود در بالا وجود داشت . 12/45 دقیقه حمید اولنج با من تماس گرفت و خبر فرود یک مصدوم از ناحیه پا به

همراه یک نفر دیگر را داد .4نفر دیگر از تیم اسکی کوهستان به گوسفند سرای برگشتند . ساعت 13/15دقیقه

خبر صعود اولین تیم به قله مخابره شد .بسیار خوشحال بودیم که زحمات همه بچه ها به ثمر نشسته بود و

پشت سر هم بر آمار صعود کننده ها افزوده میشد ساعت 14/17 دقیقه خبرصعود تیم خانمها نیز مخابره شد 

و خوشحالی مان را دوچندان کرد .با توجه به پیشبینی سازمان هواشناسی ستاد تاکید بر ترک هرچه سریعتر

قله نمود چرا که بعد از ظهر هوا مجددا توفانی میشد ب بعاز گرفتن عکس و .... همه تیمها به سمت بارگاه

سوم سرازیر شدند  .

پسر روشن آب لب پاشوره نشست (قله پاشوره)

کوهها ای بی غمان تنها هر گز زخود پرسیده اید آیا این همدلان خسته این رهروان تنها بر تاج بلند تنهایی تان سر در پی چه دارند

فوران گاز گوگرد از فراز

شما ای قله های سرکش و خاموش

که پیشانی به تندرهای سهم انگیز می سایید

که بر ایوان شب دارید چشم انداز رویایی

که سیمین پاره های صبح روشن را به روی شانه می کوبید

غرور و سربلندی هم شما را باد 

امیدم را برافرازید

چو پرچمها که از باد سحرگاهان به سر دارید

غرورم را نگه دارید

بسان آن پلگانی که در کوه و کمر دارید



چهره یخ زده یکی از همنوردان بالای قله

مسجد ساحب الزمان (گوسفند سرا)

تا حدود ساعت 3 نفراتی که از بالا به گوسفند سرای پایین آمدند راهی پایین  کردیم سپس رفتیم تا نهار

بخوریم هنوز تیمهای قله به بارگاه سوم نرسیده بودند . در این صرت نمیشد امید وار باشم که بتونند به گوسفند

سرای بیایند . این بود که با ستاد تماس گرفتم و در خواست باطری برای بیسیمها نمودم که تقریبا خالی شده

بودند . و تماسم با تلفن همراه بود که به علت برودت هوا به سرعت آن هم باطریش خالی میشد . از ستاد خبر

ارسال باطرس به سمت دو راهی معدن مخابره شد بلا فاصله من و مجتبی به سمت پایین برای تحویل گرفتن

باطری حرکت کردیم . باطریهارا تحویل گرفته به کمپ برگشتیم هوا تاریک شد حدود ساعت 6 بود که دکتر با م

ن تماس گرفتند و گفتند که تیمها ی صعود کننده باید شب را در بارگاه سوم بمانند و فردا سبح به سمت پایین

فرود می ایند . ما هم سریع بساط شبمانی خود را آماده کردیم .و بعد از خوردن مقداری شام  به استراحت

پرداختیم .


بچه های تیم اسکی کوهستان

روز ششم

90/11/10 ساعت 6/30دقیقه بیدار شدیم هوا نسبتا خوب بود منتظر پیامی از بالا بودم که بچه ها کی به پایین

حرکت میکنند . با تماسی که با دکتر داشتم متوجه شدم حدود ساعت 8 اولین گروه فرود خود را به سمت

پایین آغاز کرده اند . حدود ساعت 9/30 اولین گروه وارد گوسفند سرای شدند و حدود 10/15 دقیقه دکتر به

همراه گروه  بعدی به گوسفند سرای رسیدند و و بلاخره ساعت 12/30 آخرین گروه 13 نفره به همراه  خانم

سمیه یکتا وحیدی پور مقدم  به پایین برگشتند که از ناحیه زانو صدمه دیده بودند و به سختی قادر به راه رفته

بودند . بعد از پذیرایی مختصر خانم مقدم را داخی یک کیسه حمل ...د بسکت کردیم و به همراه آخرین نفرات

گوسفند سرای را تخلیه و به سمت دوراهی سرازیر شدیم خوشبختانه با هماهنگیهای انجام یافته آمبولانس

منتظر بود مصدوم را به مرکز درمانی انتقال وسپس به کمپ کوهستانی پلور وارد شدیم . بعد از خوردن یک نهار

دلچسب که دست آقای قره داغی درد نکند  کمپ را تخلیه و راهی تهران شدیم .



حمل آخرین مصدوم از گوسفند سرا به پایین


بدرود تا بار دیگر بسویت به پرواز در آیم



+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1390ساعت 21:55  توسط علی آذرنیا  | 

وطن یعنی

قسمت دوم

یک مرد ،یک دریا

بدون شک شنا کردن در آبهای ساحلی و دراز کشیدن روی ماسه های گرم ساحل  برای همه ما لذت بخش است . اما وقتی پای 100یا 120روز شنا در مسافت 1280 کیلومتری پیش میاد. و قرار باشد از جزیره هرمز تا اروند کنار شنا کنی و حریف آبهای خروشان دریاشوی و شنا بشود زندگی روزانه ات و خطر حمله کوسه ها و غیره در میان باشد. دیگر نمیتوان حرفی از لذت به میان آورد . موضوع از جنس اراده میشود وعشق. عشق به ایران عشق به خلیج فارس و اراده برای برتر شدن حسی که در وجود همه ما هست فقط شاید میزانش با هم متفاوت  باشد. شاید این دو عامل بود که پای محمد کبادی را به آبهای خلیج فارس کشانده و او دل به دریا زده تا رکوردی تازه به نام خوش ثبت کند . به جمع گینسی ها بپیوندد . از آوازه ایرانی تبار خلیج فارس دفاع کند،ودر عین حال پیام آور صلح و  مهر و دوستی ایرانی باشد.

ولی آیا خلیج فارس  فقط مال محمد است . یا ماییم که نمیدانیم در کجا زندگی میکنیم.در هر حال محمد ما را ببخش که نمیدانیم در کجا زندگی میکنیم و مسئولین دلسوز کشور که در راه خدمت رسانی به این ملت آنقدر سرشان شلوغ است که یادشان رفته چند هفته پیش شما را به آبهای دریا سپردند تا برایشان افتخار کسب کنی واینک مجبوری بعد از یک روز شنا وقتی خسته و از رمق افتاده به ساحل می رسی باید دنبال جای مناسبی در ساحل برای برپا کردن چادرت باشی آشپزی  هم باید خودت بکنی یا همون لوبیا و کنسرو ماهی را بخوری و فردا باز قصه همین است البته خیلی نگران نباش فردا که به امید خدا کار پایان یافت مدعی زیاد است......


مسیر پر مخاطره محمد کبادی در دل آبهای خلیج فارس

(دیشب که با محمد صحبت کردم در جایی بنام فارو نزدیکای لاوان چادر زده بود خیلی دلم گرفت و این مطالبو نوشتم)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 21:25  توسط علی آذرنیا  | 

وطن یعنی......

قسمت اول

در یک برنامه جنگل نوردی با ایشان آشنا شدم تابستان گذشته بود یادش بخیر به همراه دوستان با صفایی چون دکتر ،فرشید،محسن، ساناز ،سولماز ، نسیبه و خود محمد . در شبی آرام و خاطره انگیز در جنگل، کنار شعله های گرم آتش ایده اش را مطرح کرد . میخواهم طول خلیج فارس را شنا کنم .  و وقتی هم در مورد پروژه حرف میزد خیلی راحت و مطمان انگار میخواست بره تو استخر شنا کنه . راستش را بخواهید دود از سرم پرید. با آنکه خودم ناجی و مربی شنا هستم و دستی از دور بر آتش دارم حتی تصور همچنین کاری برام سخت بود.شنای طول خلیج فارس از جزیره هرمز  در استان هرمزگان تا اروند کنار در استان خوزستان مسافتی در حدود 1280 کیلومتر کاری که هر گز در آبهای آزاد  انجام نگرفته است.شنا کردن این مسافت نمیتواند کل کار باشد. این کار ماهها تمرین میخواهد و هرروز لازم بود ساعتها در آب تمرین کند بدنسازی میخواست آمادگی روحی روانی و.....نمیخواهم زیاد وارد ریزش بشوم

ولی خیلی دلم میخواست من هم تو این کار سهمی داشته باشم . اما خوب میدانستم کمکی از من ساخته نیست. این بود که منتظر فرصتی بودم که بتونم از نزدیک حد اقل یه خسته نباشید بهشون بگم از شانس من یک کار بسکتبالی در جنوب پیش آمد آن هم 10 روزه  تو بندر عباس دیگه بهتر از این نمیشد 14 دی ماه با دو پرواز خودم را به بندر عباس رساندم دیر وقت بود رفتم هتل . شب با محمد تماس گرفتم گفتند که بندر لنگه را رد کردن ولی به دلیل طوفانی بودن در یا متوقف شدند و در بندر لنکه  مشغول درست کردن یک قفس شناور برای مقابله با کوسه ها هستند.ینعی همین قفس پایینی  .همین!!!!!!!! محمد این  جواب میده؟میگه بی خیال تله موشه .....

به هر ترتیبی بود فرداش خودم را  رسوندم به بندر لنگه اگه اونجا نتونم ببینمش میزنه  به دریا تا کی بیاد ساحل خدا میدونه . ملاقاتش در آن شرایط افتخار بزرگی برام بود خیلی خوشحال بودم و از اینکه بتوانم حد اقل مطالبی از کار بزرگش بنویسم هر چند میدانم باز هم  نمیتوانم خوشحال هستم

لحظه دیدار کمپ بندر لنگه

خسته نباشی قهرمان

  28 آذر ماه 1390 پروژ با حضور معاون استاندار هرمزگان، محمود مظفر، رئیس سازمان امداد و نجات هلال احمر، و مردم... نزدیک ظهر از  جزیره هرمز استارد خورده

 ساعاتی پیش  از آغاز کار طاقت فرسای خود در جمع خبرنگاران گفته :‌ ایده نخستین این پروژه در ارتفاعات شمال تهران و در حالی که درگیر امدادرسانی به چند کوهنورد گرفتار بودم در ذهنم جرقه خورده است.

لازم به یاد آوریست  محمد کبادی  عضو تیم واکنش سریع سازمان امداد و نجات جمعیت هلال احمر  هستند .هدف ایشان  از شنای مسافت1280 کیلومتری خلیج‌فارس که برای  نخستین‌بار در جهان و در 100 روز  برنامه ریزی شده با

شعار «خلیج‌همیشه فارس» به انجام خواهد رسید به امید خدا


امروز که این گزارش را خدمت دوستان مینویسم محمد در حوالی جزیره کشغول شنا هستند و به محض در یافت اطلاعات به اطلاع دوستان خوام رساند ....

پایان قسمت اول

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 15:6  توسط علی آذرنیا  | 

شنای طول خلیج فارس

محمد کبادی دلاور ایرانی خلیج فارس را بنام خلیج فارس از جزیره هرمز تا اروند کنار شنا میکند  الان در حدود بندر لنگه تلاش ارزشمندی دارتد از تمامی دوستان درخواست دعا برای موفقیت  این قهرمان بزرگ داریم

جای همه دوستان اینجا خالیست انشااله برگشتم گزارشی از برنامه خدمت دوستان مینویسم

زنده باد محمد

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 22:22  توسط علی آذرنیا  | 

گاهی پروانه ها هم ......


  گاه می رویم تا یرسیم.کجایش را نمیدانیم.فقط میرویم تا برسیم .

  بی خبر از آن که همیشه رفتن راه رسیدن نیست.

  گاه برای رسیدن باید نرفت.

باید ایستاد و نگریست  باید دید.

شاید رسیده ای و ادامه دادن فقط دورت می کند باید ایستاد و نگریست به مسیر طی شده .

    گاه رسیده ای و نمی دانی.

و گاه در ابتدای راهی و گمان می کنی رسیده ای.

مهم رسیدن نیست.

مهم آغاز است  که گاهی هیچ وقت نمی شود  .

و گاهی می شود بدون خواست تو .

  پدرم می گفت.

تصمیم نگیر.اگر گرفتی شروع را به تاخیر انداختن  نرسیدن است .

اما گاهی  آغاز نکردن یک مسیر بهترین راه رسیدن است  .

  گاه حتی  لازم است  بعد از نمازت فکر کنی  و ببینی پشت سر اعتقادت چه می بینی ترس یا حقیقت؟

    گاهی هم درختی، گلی را آب بدهی،

حیوانی را نوازش کنی،  غذا بدهی ببینی هنوز از طبیعت چیزی در وجودت هست یا نه؟

یا پای کامپیوترت نباشی، گوگل و ایمیل و فلان را بی‌خیال شوی  با خانواده ات دور هم بنشینید ،

یا گوش به درد دل رفیقت بدهی و  ببینی زندگی فقط همین آهن‌پاره‌ی برقی است یا نه؟

  شاید هم  بخشی از حقوقت را بدهی به یک انسان محتاج تا ببینی  در تقسیم عشق در نهایت تو برنده ای یا بازنده؟

    لازم است گاهی عیسی باشی ایوب باشی  انسان باشی ببینی می‌شود یا نه؟

  و بالاخره لازمست گاهی از خود بیرون آمده و  از فاصله ای دورتر به خودت بنگری و از خود بپرسی که  سالها سپری شد تا آن شوم که اکنون هستم آیا ارزشش را داشت؟

    سپس کم کم یاد میگیری   که حتی نور خورشید هم میسوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری .

  باید باغ خودت را پرورش دهی به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.

  یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی  .

که محکم باشی پای هر خداحافظی  .

    و یاد می گیری که خیلی می ارزی   .

    زیرا گاهی پروانه ها هم به اشتباه عاشق میشوند  و به جای شمع ، گرد چراغهای بی احساس خیابان  می میرند........

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 17:11  توسط علی آذرنیا  | 

یلدا

تاریخچه شب یلدا

شرق شناسان و مورخان متفق القولند که ایرانیان نزدیک به سه هزار سال است که شب یلدا آخرین شب پاییز و آذر ماه را که درازترین و تاریک ترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می مانند، در کنار یکدیگر خود را سرگرم می کنند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی روحیه آنان را تضعیف نکند و با به روشنی گراییدن آسمان (حصول اطمینان از بازگشت خورشید در پی یک شب طولانی و سیاه که تولد تازه آن عنوان شده است) به رختخواب روند و لختی بیاسایند.

3hd0d1kpdqbpl6i06j13 تاریخچه شب یلدا | تاریخ ما Tarikhema.ir

واژه یلدا، از دوران ساسانیان که متمایل به به کارگیری خط (الفبای از راست به چپ) سریانی شده بودند به کار رفته است. یلدا- همان میلاد به معنای زایش- زاد روز یا تولد است که از آن زبان سامی وارد پارسی شده است. باید دانست که هنوز در بسیاری از نقاط مخصوصاً در جنوب و جنوب خاوری برای نامیدن بلندترین شب سال، به جای شب یلدا از واژه مرکب شب چله استفاده می شود

پیشتر، ایرانیان (مردم سراسر زمین) روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خور روز و دی گان؛ می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود. در این روز عمدتاً به این لحاظ از کار دست می کشیدند که نمی خواستند احیاناً مرتکب بدی کردن شوند که میترائیسم ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می شمرد. هرمان هیرت، زبان شناس بزرگ آلمان که گرامر تطبیقی زبان های آریایی را نوشته است که پارسی از جمله این زبان ها است نظر داده که دی- به معنای روز- به این دلیل بر این ماه ایرانی گذارده شده که ماه تولد دوباره خورشید است. باید دانست که انگلیسی یک زبان گرمانیک (خانواده زبانهای آلمانی) و از خانواده بزرگ تر زبان های آریایی (آرین) است. هرمان هیرت در آستانه دی گان به دنیا آمده بود و به زادروز خود که مصادف با تولد دوباره خورشید بود، مباهات بسیار می کرد.

مراسم شب یلدا (شب چله) از طریق ایران به قلمرو رومیان راه یافت و جشن «ساتورن» خوانده می شد. جشن ساتورن پس از مسیحی شدن رومی ها هم اعتبار خود را از دست نداد و ادامه یافت که در همان نخستین سده آزاد شدن پیروی از مسیحیت در میان رومیان، با تصویب رئیس وقت کلیسا، کریسمس (مراسم میلاد مسیح) را ?? دسامبر قرار دادند که چهار روز و در سال های کبیسه سه روز بیشتر از یلدا فاصله ندارد و مفهوم هر دو واژه هم یکی است. از آن پس این دو میلاد تقریباً باهم برگزار می شده اند.آراستن سرو و کاج در کریسمس هم از ایران اقتباس شده است، زیرا ایرانیان به این دو درخت مخصوصاً سرو به چشم مظهر مقاومت در برابر تاریکی و سرما می نگریستند و در خور روز؛ در برابر سرو می ایستادند و عهد می کردند که تا سال بعد یک نهال سرو دیگر کشت کنند.

فردوسی به استناد منابع خود، یلدا و خور روز، را به هوشنگ از شاهان پیشدادی ایران (کیانیان که از سیستان پارس برخاسته بودند) نسبت داده و در این زمینه از جمله گفته است:

که ما را ز دین بهی ننگ نیست

به گیتی، به از دین هوشنگ نیست

همه راه داد است و آیین مهر

نظر کردن اندر شمار سپهر

آداب شب یلدا در طول زمان تغییر نکرده و ایرانیان در این شب، باقیمانده میوه هایی را که انبار کرده اند و خشکبار و تنقلات می خورند و دور هم گرد هیزم افروخته و بخاری روشن می نشینند تا سپیده دم بشارت شکست تاریکی و ظلمت و آمدن روشنایی و گرمی (در ایران ، از میان نرفتن و زنده بودن خورشید که بدون آن حیات نخواهد بود) را بدهد، زیرا که به زعم آنان در این شب، تاریکی و سیاهی در اوج خود است.

خور روز (دی گان)- یکم دی ماه- در ایران باستان در عین حال روز برابری انسان ها بود. در این روز همگان از جمله شاه لباس ساده می پوشیدند تا یکسان به نظر آیند و کسی حق دستور دادن به دیگری را نداشت و کارها داوطلبانه انجام می گرفت، نه تحت امر. در این روز جنگ کردن و خونریزی، حتی کشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود. این موضوع را نیروهای متخاصم ایرانیان می دانستند و در جبهه ها رعایت می کردند و خونریزی موقتاً قطع می شد و بسیار دیده شده که همین قطع موقت جنگ، به صلح طولانی و صفا انجامیده بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 15:17  توسط علی آذرنیا  | 

عجم داغی. اندبیل (خلخال)

اندبیل

روستاي کوهستاني و زيباي اندبيل از توابع بخش مرکزي شهرستان خلخال، با مختصات جغرافيايي 48 درجه و 33 دقيقه طول شرقي و 37 درجه و 38 دقيقه عرض شمالي، در يک کيلومتري شمال شرقي شهر خلخال و 110 کيلومتري مرکز استان (اردبيل) قرار دارد.

روستاي اندبيل به دليل استقرار در ناحيه‌اي کوهستاني و همجواري با جنگل‌ها، از مناظر و جلوه‌هاي منحصر به فرد طبيعي برخوردار است. چشم‌انداز بيشه‌ها و ارتفاعات، به خصوص در بهار و تابستان و پاييز طراوت و زيبايي شورانگيزي دارند که هر بيننده‌اي را مجذوب و مسحور مي‌کنند.

چشمه ميرعادل، از ارتفاعات بنات سرچشمه مي‌گيرد و از پتانسيل حيات‌بخشي برخوردار است؛ لذا اردوگاه تفريحي اندبيل در حوالي آن ايجاد شده است. اين چشمه، حواشي و اردوگاه آن از جمله مکان‌هاي ديدني روستاي اندبيل به شمار مي‌روند. چنانکه گفته شد چشمه ميرعادل از ارتفاعات بالاي دره بنات مي‌جوشد و از طريق آبراهي که به صورت پلکاني ساخته شده جاري مي‌شود. اين آبراهه يکي از ديدني‌ترين پديده‌هاي چشم‌انداز روستا محسوب مي‌شود.

در ارتفاعات شمال روستاي اندبيل آثار قلعه کُفو و آتشکده آن به جاي مانده است. ولي تاکنون اقدامات اکتشافي کافي در خصوص آن صورت نگرفته است، که اميد است آثار ارزشمند تاريخي و فرهنگي آن بيش از پيش مورد بررسي قرار گيرد.

عجم داغی

مختصات جغرافیای کوه

ارتفاع: 3010

طول:48درجه 35دقیقه

عرض: 37درجه 42دقیقه

جهت کوهشمال غربی به جنوب شرقی

به دلیل مجاورت با آب و هوای مرطوب گیلان زمستانهای پر برف دارد و بادهای بسیار شدیدی روی قله میوزد

جهت صعد های زمستانی پوشاک زمستانی لازم است


متر محدوده شهرستان خلخال بخش مرکزی دهستان سنجبد سنجبدشرقی ودر 12 کیلومتری شمال شرقی شهرستان خلخال واقع شده است

به دعوت هیئت کوهنوردی شهرستان خلخال روز جمعه  25 آذر به همراه دو نفر از دوستان همنورد بهرام روزگاری و جهان چوپاننسب در محل تفرجگاه به دوستان کوهنورد خلخال پیوستیم . صعود بسیار خوبی داشتیم و هوا ایدال بود . به قصد اسکی از قله صعود کردم و از ابتدای  شیب آخر تا پای ماشین در تفرجگاه اسکی کردم .جای همه دوستان خالی بود

تفرجگاه اندبیل

آشیانه

همگام با کوهنوردان دوست داشتنی خلخال

شیب نفسگیر که از انتهای دره  شمال غربی تفرجگاه اوج میگیرد

آخرین شیب منتهی به قله

تیم نمین در قله

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 19:37  توسط علی آذرنیا  | 

مسيريابي در برف

مسیریابی در برف

 


طبیعت گردی در فصل زمستان همواره با مخاطرات فراوانی همراه است. از زمانی كه با اتومبیل وارد جاده می شوید تا هنگامی كه قدم در طبیعت كوهستانی می گذارید، خطر در كمین شماست.

 

 

در هنگام درگیر شدن با هوای نامساعد و طوفانی بردبار بوده و هرگز اجازه ندهید ترس و نگرانی و آشفتگی بر شما چیره شود. همچنین در این شرایط از دویدن به هر سو خودداری كنید و با همفكری و آرامش در پی شناخت مسیر درست باشید. در این شرایط پس از استقرار در یك محل مناسب و روشن كردن آتش با خود فكر كنید و با دقت مسیری را كه آمده اید به یاد آورید. ببینید در كدام جهت راهپیمایی كرده اید؟ از چه زمین هایی عبور كرده اید؟ و در شروع راهپیمایی، خورشید كدام طرف شما بوده؟ در سمت راست یا چپ یا جهت روبه رو یا پشت سرتان؟ البته زمان حركت را فراموش نكنید. ببینید باتوجه به مسیری كه آمده اید حالا خورشید در كدام طرف شماست.

حالا با بررسی اطلاعات به دست آمده شاید شما بتوانید موقعیت خود را تشخیص دهید. به ساعت نگاه كنید. اگر فرصت داشتید محیط اطرافتان را بازرسی كنید و بعد با قطب نما جهت شمال را تعیین كرده و منطقه را با دقت وارسی كنید تا علائم راهنما مثل دریاچه، رودخانه، كوه یا دره را روی نقشه پیدا كنید. به این ترتیب می توانید به سرعت راه خروج از طبیعت را پیدا كنید.

در طبیعت گردی، نقشه می تواند بزرگترین وسیله برای پیدا كردن مسیر باشد. لازم است با انواع نقشه های مناطق آشنا شده و به آسانی بتوانید در برنامه های خود از آن استفاده كنید.

سعی كنید نقشه و كتاب های راهنمای هر منطقه را از پیش مطالعه كنید و ویژگی های مهم مسیر اعم از كوه ها، رودخانه ها، دریاچه ها و حتی روستاها را به خوبی به یاد بسپارید.

یك طبیعت گرد، به وسیله قطب نما می تواند نقشه ای را دقیق، كامل و بدون اشتباه بخواند. بهتر است در تمام طول راه، مسیر حركت گروه را با بررسی نقشه و نشانه های طبیعی بیابید. به طور كلی هر یك از افراد گروه باید نقشه خوانی، كابرد قطب نما و موقعیت یابی در طبیعت را به خوبی بدانند. اگر نقشه یا قطب نما ندارید سعی كنید در هر گردشی كه به اطراف می كنید ردپای خود را مشخص كنید و علائمی را در راه به خاطر بسپارید و پس از هر گردش در محیط اطراف، مجددا به محل آتش برگردید.

در طبیعت گردی، نقشه می تواند بزرگترین وسیله برای پیدا كردن مسیر باشد. لازم است با انواع نقشه های مناطق آشنا شده و به آسانی بتوانید در برنامه های خود از آن استفاده كنید

دقت كنید زمان هر گردش از 30 دقیقه تا یك ساعت بیشتر نشود. اگر علائم آشنایی ندیدید به محل استقرار خود برگردید و دوباره جهت دیگری را امتحان كنید. مسیر را با دقت علامت گذاری كنید تا بتوانید به راحتی برگردید. اگر بازهم نتوانستید موقعیت خود را تشخیص دهید، بلافاصله برای گذراندن شب آماده شوید. این نكته مهم و اساسی را به یاد داشته باشید كه باید سه ساعت قبل از تاریكی هوا كارهای دیگر را رها كرده و آماده چادر زدن برای گذران شب بشوید.

مراقب وسایل خود باشید و آنها را گم یا خراب نكنید. لباس هایتان را خشك نگه دارید. فقط سلامت شما در این شرایط بسیار اهمیت دارد. سعی كنید مشكل دیگری به مشكلات موجود اضافه نكنید مثلا اگر احساس می كنید پاهایتان خسته است به راهپیمایی در اطراف ادامه ندهید و اگر زخمی هستید آن را مداوا كنید چرا كه درد و خونریزی موجب عدم كارایی شما می شود. لوازم كمك های اولیه را حتما همراه خود داشته باشید. برای محافظت چشمانتان نباید به طور مستقیم به برف یا انعكاس نورخورشید بر آن نگاه كنید.

عینك آفتابی uv در مناطق كوهستانی پربرف بسیار اهمیت دارد. همیشه به یاد داشته باشید كه احتمال این كه كسی در نزدیكی شما باشد هست، پس از علائم هشدار دهنده و آگاه كننده استفاده كنید كه معمولا این علائم سه بار تكرار می شوند. مثلا سه بار به طور متوالی سوت بزنید یا آتشی در سه زاویه یك مثلث روشن كنید و هرازگاهی سوت بزنید.

برای اینكه آتش شما دود كند، بهتر است از چوب های تر و خاروخاشاك و برگ درختان استفاده كنید. البته یكسری از علائم هستند كه از هویت بین المللی برخوردارند مانند علامت SOS كه یعنی كمك یا X كه به معنای جلوتر نمی توانم بروم است، از این مشخصه ها برای دریافت كمك توسط خلبان ها می توانید استفاده كنید. به هر حال شاید موثر باشد. پس از كنار هیچ حركت موثری به سادگی نگذرید.

مسیریابی در برف

جهت یابی به وسیله اشکال و جهت برف و یخ

نکات زیر را به خاطر بسپارید:

- مناطق قطبی و مناطق صحرای گرم شنی به هم شبیه هستند.

- تپه های برقی شبیه تپه های شنی است. با این تفاوت که تپه های برفی کمی کوچکتر و بی‌ثبات‌ترند.

- تپه های معمولی برفی بسیار شبیه اند به تپه های شنی که موازی باد غالب هستند.

- Sastrugi نام پدیده ای است که بر اثر وزش باد بر روی برف ایجاد می شود و معمولا بین چند اینچ تا 3 فوت ارتفاع دارد و همیشه نزدیک به هم هستند. اینها برای جهت‌یابی در روزهای ابری کاربرد دارند. در نزدیکی قطب شمال جایی که قطب نما کار نمی کند بسیار مفید هستند. برف تازه را کنار بزنید تا جهت sastrugi را بفهمید.

- سطح برف و یخ را بادهای غالب پاک می کنند.

- فرسایش ناشی از یخ زدگی در شیبهای جنوبی بیشتر است، زیرا در شب سردتر و در روز گرمتر است.

- وقتی که باد قوی گرم قدرت ذوب کردن سریع تر برفها را نسبت به خورشید دارد. جهت باد خیلی مهم است. اما ممکن است در تعیین جهت دچار اشتباه شویم.

- در دامنه های جنوبی، گرمای خورشید، سایه های ذوب شده برجای می گذارد. سایه های ذوب شده درختان و سنگ ها بر روی برف انباشته می شود. این پدیده بخصوص در بهار دیده می شود.

- جهت باد بسیار مهم است. زیرا یک باد گرم و شدید برفها را زودتر از خورشید آب می کند، که این پدیده می تواند شما را در جهت یابی گیج کند.

مسیریابی در برف

 

یخ زدگی دریا و جهت یابی

تکه های کوچک یخ صاف، مسافت احتمالی شما را از ساحل نشان می دهد. اگر تکه های یخ مانند پازل نزدیک هم هستند، نشان می دهد که شما از خشکی خیلی دور نیستید. اگر لبه های تکه های یخ تیز و برنده است، بیانگر نزدیکی به ساحل است اما اگر قطعات یخ گرد و از هم دور هستند، نشان این است که از ساحل دورید.

 

 

مسیریابی در برف
جهت یابی توسط یخچالها

یخچالها با سنگها یا مانعی بزرگ، میز یخچالی را تشکیل می دهند. صخره های بزرگ از آب شدن یخ زیرشان ممانعت میکند. بنابراین سنگ همچنان روی سطح یخ باقی میماند. سنگها یا موانع تدریجاً به عنوان محور قرار میگیرند. پایه ها نشان دهنده جنوب هستند به دلیل تابش خورشید بیشترین مقدار ذوب را دارد و به سمت جنوب خم شده و حالت می گیرد. بعد از مدتی این پایه‌ها آب می شود و خورشید این فرآیند را همچنان انجام می دهد.

 

تأثیرات خورشید و باد

- فرسایش یخ در شیبهای جنوبی به خاطر سرمای بیشتر در شب و گرمای بیشتر در روز چشمگیرتر است.

- در نیمه گرمتر سال فرسایش در شیبهای شمالی تپه ها نامحسوس تر است.

- در شیب های جنوبی گرمای خورشید بر روی توده های برفی، درختان، بوته ها و سنگها سایه‌های جذاب می سازد.

- توجه کنید که جهت باد بسیار مهم است زیرا یک باد گرم و قوی برف را سریعتر از خورشید ذوب می کند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 21:40  توسط علی آذرنیا  |